مهمان عزیز به انجمن توپترینها خوش آمدید


صفحه فیسبوک توپترینها ارسال ایمیل های جالب برای شما فال امروز پنل پیامک تولبار آلکسا
نوع مبحث : آهنگ جدید
نویسنده : حـــوا
درج آگهی اینترنتی

 




داستان کوتاه بی ادبی !!
زمان کنونی: ۱۳۹۴/۱۱/۲۵، ۰۷:۰۷ عصر
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Firm
آخرین ارسال: sara lonely
پاسخ: 24
بازدید: 8686

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 44 رأی - میانگین امتیازات: 3.05
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان کوتاه بی ادبی !!
نویسنده پیام
ارسال‌ها: 5,787
تاریخ عضویت: ۲۴ خرداد ۱۳۹۰
اعتبار: 76748 |
لایک کرده: 1,864
لایکیده شده: 7,611 در 1,283 موضوع
سال تولد:
محل تولد:
محل زندگی: تهران
جنسیت:
شغل:
تاهل: مجرد
مدل گوشی :
تلفن همراه :
حالت من
ارسال: #1
داستان کوتاه بی ادبی !!
(بخاطر وجود کلمات زشت در این داستان پیشاپیش از حضور شما معذرت خواهی میکنیم!)
کار از کار گذشته بود ...
سمیه وسط کلاس مدنی ۳ بدون اختیار گو.... بود.
از اول کلاس تو دلش بادی جمع شده بود و نمی دونست چطور باید خالیش کنه.
اما حالا خالی شده بود ...
عده ای تو بهت مطلق بودن و عده ای از خنده، روی زمین کلاس ولو شده بودن!
سمیه با صورتی که مثل لبو شده بود، ناخن هاش رو به دسته چوبی صندلی فشار می داد ...
دلش می خواست زمین دهن باز کنه و درسته ببلعتش ...
استاد نمی دونست چی بگه. از طرفی می خواست توضیح بده که این یه امر طبیعی هستش و ممکنه برای هر کسی پیش بیاد و از طرفی تصور می کرد شاید با زدن این حرف سمیه بیشتر کوچیک بشه.
کلاس تقریباً داشت ساکت می شد که یکی از پسر ها با زیرکی خاصی گفت : انصافاً ناز نفست ...!!!
کلاس دوباره منفجر شد ...!
اینبار همه می خندیدن!
استاد از کلاس بیرون رفت ؛ نمی تونست فضای اون کلاس رو تحمل کنه ...
سمیه بغضش ترکید و سرشو گذاشت روی دسته صندلی و شروع کرد گریه کردن ...
توان بیرون رفتن از کلاس رو هم نداشت ...
حتی دوستای صمیمی سمیه هم نمی تونستن بهش دلداری بدن چون اونها هم کنترل خودشون رو از دست داده بودن و می خندیدن ...
آخه صدای گو. سمیه صدای بدی داشت؛ هم بلند بود و هم صدای اعتراض داشت ...!!!
ناگهان صدای عرفان همه رو ساکت کرد ...
عرفان از جاش بلند شد.
از همه بچه ها خواست که با دقت بهش نگاه کنن ...
حتی سمیه هم سرش رو بلند کرد و به عرفان خیره شد.
عرفان دستهاش رو به صندلی فشار داد و شروع کرد زور زدن!!!
دندونای بالاش رو به لب پایین فشار می داد ...!
چند لحظه ای نگذشت که عرفان با صدای بلند گو... و بعد رفت جلوی تخته و شروع کرد بندری رقصیدن ...!
حالا همه چیز عوض شده بود ...
کسی دیگه به سمیه نمی خندید.
همه بچه های کلاس به عرفان می خندیدند.
سمیه هم همراه بچه ها می خندید، اما نه به اداهای عرفان ...!
دلیل خنده سمیه این بود که آغاز عاشق شدنش با یه گو.بوده ... فقط با یه گو. ...!Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)Seri-bahman (32)

امضای Firm
تنت که پـیشِ من باشد و دلـت در آغوشِ دیگـری هزار خطبه ام کـه بخوانند باز هـم هرزگیست
۱۳۹۱/۲/۴ ۰۸:۳۵ عصر
یافتن لایکیدم
 اعتبار داده شده توسط : khatere(+10) ، mohamm@d(+3) ، Ninja(+10) ، کمیل(+3) ، "AlirezA"(+3) ، *ROCK*(+14) ، padi(+25)
ارسال‌ها: 35,906
تاریخ عضویت: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۰
اعتبار: 140245 |
لایک کرده: 9,518
لایکیده شده: 16,357 در 6,530 موضوع
سال تولد: 1369
محل تولد: عجب شیر
محل زندگی: تبریز
جنسیت:
شغل:
تاهل: متاهل
مدل گوشی :
تلفن همراه :
حالت من
ارسال: #2
RE: داستان کوتاه بی ادبی !!
Seri-bahman (11)
۱۳۹۱/۲/۴ ۰۸:۴۲ عصر
یافتن لایکیدم
ارسال‌ها: 641
تاریخ عضویت: ۱۲ فروردين ۱۳۹۱
اعتبار: 3152 |
لایک کرده: 0
لایکیده شده: 2 در 1 موضوع
سال تولد:
محل تولد:
محل زندگی: تهران
جنسیت:
شغل:
تاهل:
مدل گوشی :
تلفن همراه :
حالت من
ارسال: #3
RE: داستان کوتاه بی ادبی !!
W15W15W15W15W15W15
۱۳۹۱/۲/۴ ۰۸:۴۳ عصر
یافتن لایکیدم
ارسال‌ها: -75
تاریخ عضویت: ۲۲ آذر ۱۳۹۰
|
لایک کرده: 0
لایکیده شده: 105 در 75 موضوع
سال تولد:
محل تولد:
محل زندگی:
جنسیت:
شغل:
تاهل: مجرد
مدل گوشی :
تلفن همراه :
حالت من
ارسال: #4
RE: داستان کوتاه بی ادبی !!
Ic-new (10)
۱۳۹۱/۲/۴ ۰۸:۵۸ عصر
یافتن لایکیدم
ارسال‌ها: 6,975
تاریخ عضویت: ۱۴ آبان ۱۳۹۰
اعتبار: 72685 |
لایک کرده: 283
لایکیده شده: 670 در 313 موضوع
سال تولد:
محل تولد:
محل زندگی:
جنسیت:
شغل:
تاهل: مجرد
مدل گوشی :هواوی
تلفن همراه :
حالت من
ارسال: #5
RE: داستان کوتاه بی ادبی !!
ناز نفس هردوشونSeri-bahman (36)
۱۳۹۱/۲/۴ ۰۹:۰۷ عصر
یافتن لایکیدم
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
Rainbow داستان کوتاه اشک پدر Sαяα 4 102 ۱۳۹۴/۱۰/۲۱ ۰۶:۲۶ عصر
آخرین ارسال: fateme
Star داستان کوتاه برادران گلدشتین Rihanna 5 170 ۱۳۹۴/۲/۲۴ ۰۲:۵۸ عصر
آخرین ارسال: Sαяα
Star داستان کوتاه- همسایه حسود fahime 8 414 ۱۳۹۳/۱۰/۴ ۱۱:۲۴ صبح
آخرین ارسال: roh sargardan
  داستان کوتاه کشاورز و ساعتش Bahar 8 394 ۱۳۹۳/۳/۲۶ ۱۰:۵۲ صبح
آخرین ارسال: aida.gh
  داستان کوتاه استدلال منطقی نِگیــــــن 14 719 ۱۳۹۳/۳/۱۹ ۱۱:۰۵ عصر
آخرین ارسال: *Alireza*

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان





بسـتن تبلیـغات

فروش با 60 درصد تخفیف