با کلیک روی +۱ توپترینها را در گوگل معتبر کنید
 



کسب در آمد اینترنتی قانونی و تضمینی
امتیاز موضوع:

خواندنی ها با توپترین ها(31)

#1
Star 
در این شماره از خواندنی ها با کتابی از برنده جایزه نوبل 2015 «سوتلانا آلکسیویچ»،اثری درباره ی ملال، نمایش نامه ای از آریل دورفمان و... آشنا شوید.

[تصویر:  a31gxl077a1x84gdw6ie.gif]


صداهایی از چرنوبیل (تاریخ شفاهی یک فاجعه اتمی)

سوتلانا آلکسیویچ
ترجمه ی حدیث حسینی
کتاب کوله پشتی
چاپ اول:94

[تصویر:  uvv7e90ysb4xp330lo76.jpg]

آلکسیویچ در این کتاب از زبان بالغ بر 500 شاهد عینی، شامل: پزشکان، فیزیکدانان، آتش نشان ها، پاک سازی کننده ها و مردم معمولی به بررسی ابعاد این فاجعه پرداخته است. این کتاب حاصل تلاش ده ساله ی آلکسیویچ برای جمع آوری مستندات و نقب زدن در این حادثه از طریق گفت و گو با مردمی است که از صبح 26 آوریل 1986 در گیر بزرگ ترین فاجعه تکنولوژیک قرن بیستم شدند و هنوز هم با عواقب آن دست به گریبانند.

آلکسیویچ 67 ساله، در سال 2015 موفق به کسب جایزه ی نوبل ادبیات شد. آکادمی نوبل این جایزه را برای نگارش «آثار چندصدایی که یادآور رنج و شجاعت زمانه ی ما» است. به او اهدا کرد. آلکسیویچ می گوید: «من در پی مشاهدات، جزئیات و تفاوت های ظریف و جزئی زندگی هستم. دلبستگی من در زندگی حادثه، جنگ، چرنوبیل، خودکشی یعنی تک تک این عناوین به خودی خود نیست. من دوست دارم بدانم چه دارد بر سر انسان زمانه ی ما می آید و او در این وانفسا چطور رفتار می کند و از خودش چه واکنشی نشان می دهد. دوست دارم ببینم او چقدر به لحاظ بیولوژیکی انسان است، چقدر محصول زمانه ی خود است و چقدر از انسانیت بهره برده است.

[تصویر:  a31gxl077a1x84gdw6ie.gif]


ردِگم

آلخو کارپانتیه
ترجمه ی ونداد جلیلی
نشر چشمه
چاپ اول: 94

[تصویر:  jlbcgd8jss31qv6o8m1.jpg]

ردگم که به بیست زبان ترجمه شده و بیش از چهارده نسخه ی مختلف آن به زبان اسپانیایی چاپ شده، ستایش شده ترین رمان کارپانتیه است. رابرت چرچ، منتقد انگلیسی، در نیوکرانیکل نوشت «این کتاب همرده ی موبی دیک و... است و بسیار بسیار جامع تر از ادبیات صرف.»

مخاطبان مختلف، چه روشنفکر و چه متوسط الحال، تصویری را که کتاب از هنرمندی بازمانده از کار، میان روستاییانی در اعماق جنگل امریکای لاتین طرح کرده است و به شدت جالب توجه و گیرا برشمرده اند.

کارپانتیه در این کتاب بیش از هر اثر دیگر خود بدون قید و بند کولی گرایی تفننی ای را تحقیر می کند که تکثیر و بازتولید بی پایان آن را در پاریش مشاهده کرده بود. اگر شخصیت اصلی ناکام و نالان است و زندگی اش را، به واسطه ی مشاهدات زیبایی شناسی محور خود، به سختی طی می کند، دوستان شهرنشینش از او هم بیشتر سزاوار سرزنش اند. معشوقه اش موش از جنس «دورانی است که در آن انبوه زنانی ... خود را انقلابی نامیندند تا... این گونه، در لفافه ی نظرات فلسفی و اجتماعی، خود را تسلیم افراط در امو جنسی کنند، همان گونه که بیشتر به نام نظرات زیبایی شناسی برخی مسلک های ادبی کرده بودند.» رفقای نقاش و شاعر موش «شیدای نقاشی ابتدایی» اند. اما خود را تسلیم خیال پردازی هایی می کنند که نه خلاقانه و رهایی بخش بلکه خام و مرتجعانه است.

[تصویر:  a31gxl077a1x84gdw6ie.gif]


فلسفه ملال

لارنس اسوندسن
ترجمه ی افشین خاکباز
نشر نو
چاپ اول:94

[تصویر:  holj4lhn8njm1vwbog.jpg]

ملال معمولاً زمانی ایجاد می شود که نمی توانیم آنچه را می خواهیم انجام دهیم، یا مجبور باشیم کاری را انجام دهیم، یا مجبور باشیم کاری را انجام دهیم که نمی خواهیم. ولی هنگامی که نمی دانیم چه کاری را می خواهیم انجام دهیم، وقتی توانایی پذیرش مسئولیت های خود در زندگی مان را نداریم چطور؟ در آن هنگام ممکن است، چون خیری نیست که اراده بتواند بر آن چنگ بیندازد. فرناندو پسوآ این حالت را «درد بی دری، خواستن بدون تمایل، اندیشیدن بدون خرد» نامیده است. همان طور که در تحلیل پدیدارشناسی ملال هایدگر خواهیم دید، این تجربه می تواند راهی به سوی فلسفه باشد.

ملال از جذابیت سودازدگی بی بهره است: جذابیتی که با پیوند سنتی سودازدگی با خرد و حساسیت و زیبایی ارتباط دارد. از این رو، جذابیت ملال برای زیباشناسان کم تر است، و از جذابیتی همچون افسردگی نیز برخوردار نیست و بنابراین برای روان شناسان و روان کاوان نیز جذابیت کم تری دارد. در مقایسه با افسردگی ملال آن قدر پیش پاافتاده یا عامیانه است که شایسته ی بررسی دقیق نیست...

ملال مردم را از درون می خورد و همچون غبار، بی آن که ببینیم می آید می رود و همچون خاکستر بر دست و چهره مان می نشیند. برخی ملال را وجه تمایز انسان مدرن و حتی وجه تمایز انسان و حیوان می دانند و گروهی دیگر، بر این باورند که ملال انسان را از انسانیت تهی می کند. برخی ملال را ثمره ی کوچ معنا از زندگی انسان مدرن می دانند و برخی دیگر، آن را چیزی می دانند که به معنای بزرگ نهفته ای اشاره دارد.

[تصویر:  a31gxl077a1x84gdw6ie.gif]


مرگ و دخترجوان (نمایش نامه)

آریل دورفمان
حشمت کامرانی
چاپ اول:94

[تصویر:  mzgzstn3ysj2cj3fbtqg.jpg]

وقتی نوشتن نمایش نامه را شروع کردم، متوجه شدم شخصیت ها در پی پاسخ سوالاتی هستند که بسیاری از مردم شیلی در خلوت از خود می پرسند، ولی گویا هیچ کس نمی خواهد آن ها را آشکارا مطرح کند: شکنجه گران و شکنجه گران و شکنجه دیدگان چگونه می توانند در یک سرزمین کنار هم زندگی کنند؟ چگونه می توان جراحات کشوری را التیام بخشید که سخت از سرکوب آسیب دیده و ترس از بی پرده سخن گفتن بر همه جای آن سایه افکنده است؟ آن گاه که دروغگویی به عادت تبدیل شده، چگونه می توان به حقیقت دست یافت؟ چگونه می توانیم گذشته را زنده نگه داریم، بی آن که اسیر آن باشیم؟ و چگونه آن را به فراموشی بسپایم، بی آن که نیم تکرارش در آینده وجود داشته باشد؟

آیا کار درستی است که برای تأمین و تضمین صلح و آرامش حقیقت را فدا می کنیم؟ سرکوب این گذشته چه عواقبی به دنبال دارد و کدام واقعیت را در گوش ما زمزمه یا فریاد می کند؟ وقتی شمشیر مداخله ی نظامی هنوز بالای سر مردم است، می توان گفت مردم آزادند که در پی عدالت و برابری بروند؟ آیا با این اوضاع و احوال می توان از خشونت پرهیز کرد؟ ما در قبال کسانی که بیش از همه رنج برده اند تا چه حد مسئولیم؟ شاید بزرگ ترین معضل این باشد که چگونه باید با این مسائل روبرو شویم، بی آن که وفاق ملی را، که خود موجب قوام و پایداری دموکراسی می شود، خدشه دار کنیم.

[تصویر:  a31gxl077a1x84gdw6ie.gif]


راه ننوشته (با قاسم هاشمی نژاد درباره کتاب هایش)

علی اکبر شیروانی
انتشارات هرمس
چاپ اول: 94

[تصویر:  g3xmmri52h28t19pj.jpg]

گاهی که فرصتی دست می داد و با آقای قاسم هاشمی نژاد درباره کتاب هایشان صحبت می کردم، حرف هایی می شنیدم که به اندازه ی کتاب ها آموزند و راهگشا بود بعضی از کتاب ها را خوانده بودم و بیشتر در حسرت ناخوانده ها ولی صحبت ها، هم نگاهم را به خوانده ها تغییر می داد و هم اشتیاقم را به خواندن ناخوانده ها چند باری عرضی کردم که کاش این گفته ها را قلمی می کردید یا با کسی در میان گذاشتید و نوشتنی ها نوشته شده بود و مرام و طبیعت شان به مصاحبه نبود آرد بیخته بود و الک آویخته. مصاحبه در این روزگار، غالباً، هیاهویی ست که از آن گریزان بود.
اعتیاد هم دلیل زیبایی است برای مردن

وقتی که تزریق هوای تو باشد

[تصویر:  heart.gif]
پاسخ
#2
Khordad92 (13)
[تصویر:  snmvlckb75k1rs4u6lk1.jpg]
پاسخ
#3
Khordad92 (13)
اعتیاد هم دلیل زیبایی است برای مردن

وقتی که تزریق هوای تو باشد

[تصویر:  heart.gif]
پاسخ
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


Bookmarks

موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Star خواندنی ها با توپترین ها(36) fateme 5 192 1396/6/23، 01:24 صبح
آخرین ارسال: voyger
Star خواندنی ها با توپترین ها(37) fateme 2 200 1395/2/28، 08:54 عصر
آخرین ارسال: fateme
Star خواندنی ها با توپترین ها(30) fateme 5 291 1395/1/26، 03:30 عصر
آخرین ارسال: fateme
  خواندنی ها با توپترین ها(26) Thelma 3 225 1395/1/26، 03:29 عصر
آخرین ارسال: fateme
  خواندنی ها با توپترین ها(25) Thelma 3 251 1395/1/26، 03:28 عصر
آخرین ارسال: fateme



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان