با کلیک روی +۱ توپترینها را در گوگل معتبر کنید
 



کسب در آمد اینترنتی قانونی و تضمینی
امتیاز موضوع:

می خواستم عملکردم را بسنجم (داستان انگلیسی + ترجمه)

#1
Star 

I wanted to check my performance


A little boy went into a drug store, reached for a soda carton and pulled it over to the telephone. He climbed onto the carton so that he could reach the buttons on the phone and proceeded to punch in seven digits.

The store-owner observed and listened to the conversation: The boy asked, "Lady, Can you give me the job of cutting your lawn? The woman replied, "I already have someone to cut my lawn."

"Lady, I will cut your lawn for half the price of the person who cuts your lawn now." replied boy. The woman responded that she was very satisfied with the person who was presently cutting her lawn.

The little boy found more perseverance and offered, "Lady, I'll even sweep your curb and your sidewalk, so on Sunday you will have the prettiest lawn in all of Palm beach, Florida." Again the woman answered in the negative.

With a smile on his face, the little boy replaced the receiver. The store-owner, who was listening to all, walked over to the boy and said,
"Son... I like your attitude; I like that positive spirit and would like to offer you a job."


The little boy replied, "No thanks, I was just checking my performance with the job I already have. I am the one who is working for that lady, I was talking to!"


می خواستم عملکردم را بسنجم
پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.

مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."

پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"

پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه".
اعتیاد هم دلیل زیبایی است برای مردن

وقتی که تزریق هوای تو باشد

[تصویر:  heart.gif]
پاسخ
#2
Khordad92 (13)

در جامعه ای که مردم از نعمت آزادی محروم هستند،"عشق"
فرصتی برای تجربه کردن آزادی است ...


هنر رمان | میلان کوندرا

پاسخ
#3
Khordad92 (13)


محبوبترین سایت مدل لباس در ایران

www.mihanmode.com

www.bestfashion.ir
پاسخ
#4
مرسی Khordad92 (13)
پاسخ
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


Bookmarks

موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Star خواب به واقعیت تبدیل می شود (داستان انگلیسی + ترجمه) fateme 3 195 1395/2/5، 05:25 عصر
آخرین ارسال: Bahar
Star قطار زندگی (داستان انگلیسی + ترجمه) fateme 3 245 1395/2/5، 05:20 عصر
آخرین ارسال: Bahar
Star هرکسی اهمیت خاص خودش را دارد (داستان انگلیسی + ترجمه) fateme 2 126 1395/2/5، 12:52 صبح
آخرین ارسال: nayyer
Star سرزنش (داستان انگلیسی + ترجمه) fateme 2 193 1394/11/22، 01:01 عصر
آخرین ارسال: nayyer
  هر آنچه میگویی انجام بده (داستان انگلیسی + ترجمه) fateme 2 210 1394/11/22، 12:56 عصر
آخرین ارسال: nayyer



کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان